الشيخ أبو الفتوح الرازي

42

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مفضّل بن سلمه گفت ، از ابو عمرو بن العلاء پرسيدم كه : فرقى هست ميان اسرى و اسارى ؟ گفت : بلى ، اسرى آنان باشند كه در دست دشمن باشند و اگر چه بند ندارند ، و اسارى آنان باشند كه در بند باشند ، و قول اوّل معتمدتر است . و فديه آن مال باشد كه بدهند تا اسير را به آن باز خرند ، و بى « الف » از بناى ثلاثى باشد ، اعنى ( 1 ) تفدوهم ، يقال : فديته افديه ، و با « الف » از بناى مفاعله باشد ، يقال : فاديته افاديه ، قال الشّاعر : قفي فادي اسيرك انّ قومي و قومك ما أرى لهم اجتماعا * ( وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ ) * ، و اخراج ايشان بر شما حرام است . عبد اللَّه عبّاس و عكرمه و سدّي گفتند : معنى آيت آن است كه بنى قريظه حلفاى اوس بودند ، و بنى النّضير حلفاى خزرج بودند ، و چون از ميان اوس و خزرج قتال بودى ، بنى قريظه و بنى النّضير به يارى حليفان خود آمدندى و هر دو قبيله از جهودان بودند و يكديگر را مىكشتندى . چون اسيرى را بگرفتندى از جانبين فديه كردندى و باز خريدى ( 2 ) ، عرب ايشان را عيب كردند ( 3 ) و گفتند ( 4 ) ايشان را ( 5 ) روا مىدارى كشتن و اسير رها كردن ( 6 ) روا نمىدارى تا فديه مىكنى ؟ گفتند : امّا فديه ما را فرموده‌اند در توريت ، و قتل ايشان ما را حرام كرده‌اند در توريت ، و لكن انفه ( 7 ) ما را رها نمىكند كه حلفاى خود را اسير و مستذل بينيم ، براى ايشان با خويشان خود و هم ملَّتان خود قتال مىكنيم . و « حلفا » جمع حليف باشد ، و حليف هم سوگند بود . خداى تعالى بر ايشان عيب كرد و انكار كرد بر ايشان و به لفظ استفهام و معنى تقريع و ملامت ايشان را گفت : * ( أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ) * ، به بعضى توريت ايمان مىدارى و به بهرى كافر مىشوى ، يعنى به فديه كردن ايمان دارى و به تحريم قتل كافرى ! * ( فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ ) * ، « ما » استفهام راست ، چيست جزاى آن كس كه

--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : يعنى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : خريدندى . ( 3 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : كردندى . ( 4 ) . مب : گفتندى . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ها كردن . ( 7 ) . مج ، وز ، مر : انفت .